شوالیه سرگردان و پرنسس تهران
روزگاری کسی بودکه خودراپرنسس ومالک پایتخت زاگرس میدانست ومراشوالیه شجاع خود... وظیفه شوالیه چیست جزحفاظت ازشاهزاده وحراست ازکیان پادشاهیش.شوالیه هاتمام وقت وعشق وهستی خودراصرف پرنسس خودمی کنند.حال این شاهزاده می تواندخواهر،همسر،فرزندویامعشوق شوالیه باشد..هرمردخانه ای شوالیه بی همتای بانوی آن خانه است.و آن بانوشاهزاده قلمروکوچک خود.. گاه دل پرنسس بزرگترازیک خانه رامی طلبدوگرچه درخیال اماخودرامالک وصاحب یک سرزمین وشهرمی داندمانندشاهزاده من!!!! امااکنون که اورفت شوالیه اش تنهامانده وسرگردان... پرنسس دیگری پیداشده امااوخودرامالک پایتخت البرزمی داند..شوالیه سرگردان زاگرس درحال کوچ است تاخودرابدست سرنوشت بسپاردتاچه پیش آید.
به راستی جهان راچه می شودعده ای ازجنایتکاران بزرگ اسطوره می سازندوحمایت می کنندکه ادعای دموکراسی وحق طلبی هم دارند.آیاچهل سال زندان برای یک فوق جنایتکارمانندکارادزیچ کافی است اوکه بانی بزرگترین سلاخی های مسلمانان درمنطقه بالکان بوده اوکه دستورقتلها،تجاوزات وغارتهای بسیارصادرنموده.حال درزندانی باامکانات مطلوب باقی عمرمنحوسش رامی گذراندوهیچ بعیدنیست روسیه برای آزادیش به بهانه بیماری وغیره به تکاپوبیافتد.